خانه / مطالب خواندني / چه فایده، خونه و ماشین که نداری …

چه فایده، خونه و ماشین که نداری …

دیشب با دوستی صحبت می‌کردم که می‌گفت در ۱۰ سال گذشته ۳ خانه خریده و بسیار از این کارش راضی بود و اصرار داشت که من هم هر چه زودتر خانه‌ای بخرم … و چند باری که گفتم اعتقادی به این کار ندارم، اصرار داشت که “آدم باید خشت خونش مال خودش باشه …” و “بهترین سرمایه گذاری تو ایران خونه خریدنه …” و بعد از یکی دو بار که با اصرار خواست که بداند من به قول خودش بعد از ۲۵ سال کار چقدر سرمایه دارم گفت: “چه فایده … خونه و ماشین که نداری …”
اما یک حساب و کتاب دو-سه دقیقه‌ای نتایج جالبی را نشان داد …
فرض کردم خانه‌ای به ارزش ۳۵۰ میلیون تومان را در تهران منطقه چهارراه ولی‌عصر برای خرید کاندید کنیم. فرضیات زیر در مورد این خانه صادق است:
– حداکثر افزایش قیمت در ۵ سال آینده ۵۰ میلیون تومان
– اجاره ماهانه حدود ۱٫۵ میلیون تومان (چون کسی چنین منزلی را با ۲ میلیون تومان اجاره نمی‌کند و ترکیب رهن و اجاره به صورتی خواهد شد که حداکثر مستاجر ۱٫۵ میلیون تومان اجاره خواهد داد)
– افزایش سالانه اجاره متوسط ۱۰%
– هزینه منزل را صفر در نظر گرفتم (که حتما اینطور نیست)
از طرفی در مورد سود بانکی فرض سود ۱۹% برای امسال و با ۱% کاهش سود سالانه به طور متوسط در سال‌های آینده را در نظر گرفتم.
(یادآوری می‌کنم که در زمان نیاز به اصل سرمایه، فروش خانه بسیار بسیار سخت‌تر از دریافت سپرده بانکی است)
نتیجه محاسبه جالب شد، پس از ۵ سال:
– جمع اجاره بهاء‌دریافتی: ۱۰۹٫۹ میلیون تومان
– افزایش ارزش ملک: ۵۰ میلیون تومان
جمع سود حاصل از سرمایه‌گذاری در خرید منزل: ۱۵۹٫۹ میلیون تومان
اما در طرف دیگر داستان:
– جمع سود بانکی دریافتی ۲۹۷٫۵ میلیون تومان محاسبه شد …

یعنی با یکی دو جمله رایج بین مردم، دوستم مرا به حدود ۱۳۸ میلیون تومان ضرر، تشویق می‌کرد …



درباره ی عليرضا صائبي

فعلا در حوزه فناوری اطلاعات به مشاوره مشغولم ... کار در حوزه Business intelligence و بخصوص Text processing و SNA را دوست دارم ... احساس می‌کنم در این دو پردازش می‌توانم واقعیت‌های زیادی را ببینم ...

۴ دیدگاه

  1. خانم علمیه ارجمند، از اینکه تجربه خود را با من و دیگر دوستان به اشتراک گذاشتید متشکرم.
    بله، دقیقا عرض من ناظر به وضعیت کنونی ایران است. در مشورت‌هایی که با کارشناسان مسکن و کارشناسان بانکی داشتم، دو نکته را برداشت کردم:
    اول اینکه قیمت مسکن حداقل در ۵ سال آینده تغییر جدی نخواهد داشت.
    دوم اینکه سود بانکی کاهش چشمگیر (مثلل سالی ۵%) نخواهد داشت و سالانه حداکثر بین ۱ تا ۲ درصد کاهش خواهد داشت.
    از سوی دیگر نقدپذیری سرمایه از نظر من فاکتور خیلی مهمی است که در مورد مسکن حداقل در ۳ سال گذشته صدق نمی‌کند.

  2. با سلام

    جناب آقای صائبی

    من نمی دونم دوست گرامیتون چه نقطه نظری داشته و از چه دیدگاهی بحث مربوطه مطرح شده،
    ولی تا اونجایی که تجربه من قد می ده یه چند تا مساله رو از نزدیک با تمام وجودم تجربه کردم که مایلم به اشتراک بگذارم:
    ۱- محاسبات جنابعالی برای جامعه ای با سطح تورم و اقتصادی سالم معنا می دهد چنانچه در افزایش ارزش ملک هم مبلغ ۵۰ ملیون رو لحاظ فرموده اید در حالیکه در سال ۸۵ جهش بی سابقه‌ای در قیمت منزل به یک باره ایجاد شد که هیچ تضمینی نیست که این جهش چندین بار دیگه تکرار نشه( و در اون مقطع ملک ما که در سال ۷۹ به قیمت ۱۱٫۵ ملیون و آنهم با قسط ۵ ملیونی مسکن خریداری شده بود ارزشش به ۷۰ ملیون رسید؟!)
    ۲- بنا به عطف بند ۱ باز هم در مجموعه های بانکی که بنده ۱۶ سال سابقه فعالیت داشته ام در طی این چندین سال افت و خیز شدیدی در نرخ سودها وجود داشته است که هر بار بانکها برای نجات از گریز سرمایه ها به نحوی سعی نموده اند نرخ سودها را برای مشتری به طرز مطلوبی حفظ نمایند. در هر صورت نرخ سود بانکی و ملک در جامعه کنونی حالت الاکلنگی دارد، در وضعیت کنونی فرمایش شما کاملا صحیح است : ارزش پول نقد و سود بانکی سرمایه گذاری عاقلانه تری است ولی نه لزوما ایمن تر و کم ریسک تر. ملک جزو موارد سرمایه گذاری ایمن و کم ریسک است (البته توجه بفرمائید در وطن ما)
    ۳- بسیاری از هزینه های روزمره جاری ( به لحاظ مالی و روانی) وجود دارد که با وجود مسکن شخصی به نظرم کاهش پیدا می کنه مانند هزینه اسباب کشی، هزینه نصب پرده، اثاثیه سازگار با مدل و طرح خانه و … البته همه این موارد هم باز به سبک زندگی اشخاص و فضای حاکم بر جامعه ما مربوط می شود. به عنوان مثال شخصی ممکن است به حداقل امکانات رفاهی قانع باشد و برای دکور منزلش استایل ویژه ای نداشته باشد و یا در خارج از کشور بسیار متداول است که منازل اجاره ای به صورت مبله با متوسط امکانات رفاهی مطلوب اجاره داده می شوند.

  3. بله خب … اینم مثل خیلی از تفکرات قدیمی است که مردم بخاطرشون به هر دری می‌زنن … بدون این فکر کنن و بدونن از کجا اومده …

  4. مطلب جالبی بود و خیلی عجیب که با حساب و کتاب به این بدیهی اکثر افراد برای خانه دار شدن به هر دری میزنن !!!!!