خانه / مدیریت / اعتماد‌ ثروتی ارزشمند و پنهان

اعتماد‌ ثروتی ارزشمند و پنهان

اعتماد‌ ثروتی ارزشمند و پنهان
اعتماد ثروتی ارزشمند و پنهان است که وجود آن باعث رشد است و نبود آن میتواند یک تیم موفق را به سرعت به نابودی بکشاند.
راس و همکارانش در سال ۲۰۰۶ که کاربرد تیمهای مجازی در حال رشد بود طی تحقیقاتی شش مرحله زیر را برای افزایش اعتماد در سطح تیم پیشنهاد دادند(۱):
۱- در نظر گرفتن زمانی برای ارتباط چهره به چهره.
۲- تنظیم انتظارات و اهداف از یکدیگر بصورتی روشن و شفاف.
۳- واداشتن یکدیگر به کارهایی با نتایج قابل مشاهده.
۴- ارائه بازخورد مداوم به دیگر اعضاء تیم.
۵- نمایش شایستگی اعضای تیم به یکدیگر بصورت مستمر.
۶- ترویج درک متقابل فرهنگی بین اعضاء تیم.

از سوی دیگر این روزها بیشتر بحث بر ایجاد و مدیریت تیم‌های خود سازمانده ( نزدیک به مفهوم Self-Organized) بوده و متخصصین کار تیمی بر این باورند که بایستی اعضاء تیم بصورتی درونی احساس مسئولیت کار تیمی و بهبود عملکرد تیم را داشته باشند ولی آیا این یک آرزوی دست نیافتنی است؟ آیا همه ما منتظریم کسی برای ما خط کاری را مشخص کند و بعد ما همچون یک ماشین مشغول به انجام کاری شویم؟
یا از یک دیدگاه دیگر این آمادگی را داریم که:
* برای هدف کلی که به ما داده شده است یک طراحی اولیه انجام دهیم.
* طراحی را با مسئول هماهنگی مربوطه در سازمان یا شرکت خود تایید کنیم.
* بر اساس طراحی انجام شده چند محصول (خروجی شفاف و مشخص) را در نظر بگیریم.
*‌ کیفیت محصولاتی را که در نظر گرفتیم با مشتری آن محصول مطرح نموده و به توافق برسیم.
* برای دستیابی به هر محصول زمان‌بندی مشخصی را ارائه کنیم.
* یکی از آن محصولات را بنا بر اولویت مشتری برای تولید انتخاب کنیم.
* فارغ از هر دغدغه دیگری، با تمرکز کامل روی تولید محصولی که در نظر گرفتیم کار کنیم.
*‌ در حین پیشبرد یا قبل از نهایی سازی، محصول را بعنوان نمونه یا محصول اولیه به مشتری یا کارفرما ارائه نموده و نظر او را جویا شویم و اگر احیانا بازنگری در طراحی یا ساخت محصول لازم است را انجام دهیم.
* محصول را در زمان اعلام شده تمام کنیم و باعث شویم اعتماد مشروطی که از سوی کارفرما یا مشتری به ما شده، پایدار بماند.

حال به این نکته بیندیشیم که اگر فکر میکنیم این روال خوبی است، فارغ از هر اما و اگری حداقل ۳ بار آن را با توجه به ۶ نکته راس اجرا کنیم و نتایج را یادداشت و تحلیل کنیم.
امیدوارم نتایج خوبی را دریافت نموده و در اینصورت اجرای این روش را ادامه دهیم.

پ.ن.: فقط یک نکته ظریف در خصوص پروژه‌های نرم‌افزاری وجود دارد و آن اینکه بر اساس تجربه شخصی فکر میکنم حداکثر برآورد زمان انجام کارها توسط برنامه‌نویسان نرم‌افزار باید ۴ تا ۶ ساعت باشد بدین معنی که پیشنهاد میکنم کارهایی که قرار است انجام پذیرد (taskها) را به صورتی بشکنند که حداکثر ۴ ساعت زمان برای انجام انها و ارائه خروجی (که کار مشخصی را انجام دهد) نیاز داشته باشند، چرا که تجربه ثابت کرده وقتی برنامه نویسی بیشتر از این میزان زمان برای انجام کاری برآورد میکند احتیاط بسیاری در زمان‌بندی به خرج داده و یا دقیقا برآورد مشخصی از انجام کار ندارد! :)

(۱): J.A. Ross, (2006), “Trust makes the team go round”,Harvard Management Update, June, 2006



درباره ی علیرضا صائبی

فعلا در حوزه مدیریت فنّاوری اطلاعات و هوشمندسازی کسب و کار (Business intelligence)، متن‌کاوی (Text Mining) و گراف‌کاوی (Graph Mining) به مشاوره مشغولم. تصور می‌کنم واقعیت‌ها را با این پردازش‌ها درمی‌یابم.

همچنین ببینید

مدیریت حوادث و اعتماد به مدیران

مدیریت حوادث و مشکلات … یا … به کدام مدیران اعتماد می‌کنیم؟ تصور می‌کنم به ...