خانه / مطالب خواندنی / تصمیمات منسوخ

تصمیمات منسوخ

تصمیمات منسوخ چنان در جان و دل ما رخنه کرده که نه حاضریم از آنها دست برداریم و نه حاضریم حداقل روش تصمیم‌گیری خود را تغییر دهیم.
تصمیمات منسوخ
نلسون بازول بعد از سال‌ها تجربه و تحقیق گفته بود: “بسیاری از مردم فکر می‌کنند که می‌اندیشند، در حالی که فقط سرگرم مرتب کردن و پس و پیش نمودن باورها، تعصبات و عقاید کهنه خود هستند.”
سال‌هاست فکر می‌کنیم در حال فکر کردن هستیم، در حالی‌که دائما تصمیمات منسوخ خود را پس و پیش می‌کنیم و با آنها حکم صادر می‌کنیم و فکر می‌کنیم این تصمیمات، ما را دربست و مستقیم و بدون توراهی به بهشت می‌رساند.

الف) آن گروه وحشی بیش از ده‌ها هزارنفر را در عراق به قتل رساند (فقط در دو روز گذشته ۳۰۰۰ نفر در مناطق کرد نشین کشته شدند) و خانواده‌های بسیاری را عزادار کرد و از هم پاشید، خانواده‌هایی که بعضا با ما “مردم فهیم و با فرهنگ و فرهیخته ایران” نسبت‌های فامیلی و نژادی دارند. قطعا مثل ده‌ها هزار کشته در سوریه خیلی مهم نبوده که صدا و سیما خبر خاصی از آن پخش نکرده، اما برای کشته‌شدن حداکثر ۲۰۰۰ نفر در غزه، ساعت‌ها گزارش و گفتگوی خبری و راه‌پیمایی و محکومیت و همایش دانشجویی برگزار می‌کنیم … قطعا خیلی مهم است … گفتند مهم است … پس حتما مهم است … این مورد از تصمیمات منسوخ نیست و ما تا جان در بدن داریم …

________________________________________________________________
“الو … سلام علیکم … ببخشید حاج آقا … یک سوالی داشتم … می‌خواستم بدونم الان چه مسئله‌ای برای من مهمّه؟”
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯

ب) (در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس) ۵۴% دانشجویان گفتگو با جنس مخالف را حرام دانستند ولی ۸۱% موافق این گفتگو بودند!. ۳۰% از کل دانش آموزان مورد تحقیق حاضر شدند بگویند که تجربه رابطه جنسی داشتند (در حالی‌که همه می‌دانیم دانش‌آموزان معمولا از بیان واقعیت امتناع می‌کنند) … ۴۰% از دختران دانش‌آموز دبیرستانی تجربه رابطه با جنس مخالف را داشته‌اند … سن روسپی‌گری به ۱۵ سال رسیده … آمار روسپی‌گری بین زنان متاهل بیشتر از زنان مجرد است …  ۱۱% از روسپیان متاهل با اطلاع همسر خود به این کار مشغول هستند! … ۳۰% از روسپیان این کار را بعنوان شغل خود انتخاب کرده‌اند … اوج تمایلات جنسی در ۱۸ سالگی است ولی سن ازدواج به بالای ۳۰ سال رسیده است.
به قول یکی از اساتیدم، ما در فرهنگ فعلی ایران تنها دو نوع ارتباط بین زن و مرد را متصوریم:
۱- ازدواج (تعهد، هزینه، تولیدمثل، پسندیده، عروسی، شوهر دارم و …)
۲- رابطه نامشروع (حرام، بد، گناه، جهنم، زشت، بعضا خیانت، بی‌بند و باری و …)
و از طرف دیگر به شدت نقل می‌شود: “هر کجا لذتی را دیدید، بدانید که آتش جهنم در همان حوالی است … حالا بعضی لذت‌های جزئی و حلال هم هستند که …” در حالی که در کشوری که ایشان زندگی کرده بودند، ۱۴ نوع رابطه بین مرد و زن نام بردند …

بخصوص امسال که سال فرهنگ و … است شاهد هستیم که اصلا تصمیمات منسوخ هیچ جایگاهی در تصمیمات مدیران و مسئولین از بالای فرهنگ جامعه تا مدیرکل یک بخش هنری شهرستان ۵۰ هزار نفری ندارد … اصلا ندارد … چانه نزنید که همه تصمیمات ما به اقتضاء شرائط روز و برای اعتلای فرهنگ جامعه بوده است …

ج) فراموش نکرده‌ام جلساتی را که در آن بیان شد، ایران باید در صنعت هوانوردی به خودکفائی برسد و باید برترین مدیران صنعتی ایران در این حوزه فعال شوند و فناوری از کشورهایی که با ایران روابط خوب صنعتی دارند و ایران را تحریم نکرده‌اند وارد شود و … از همان سال ۸۷ و حادثه اصفهان، متخصصان هشدار دادند که این هواپیما نیاز به بازمهندسی دارد و هنوز آمادگی بهره‌برداری تجاری برای آن میسر نیست و … تا اینکه آقای دکتر منطقی در آبان ۹۲ خبر داد که نسخه جدید آن با نام ایران ۱۴۱ تا پایان ۹۲ به بهره‌برداری می‌رسد و مشکلات آن رفع شده است و … باز هم تصمیمات منسوخ ۴۰ نفر را کشت …

د) …
اصلا فکر می‌کنم ما باید این جمله پیتر دراکر را که گفته است: “مهم است «آینده‌ای را که تا کنون خود را نشان داده» بشناسیم.” اول بومی‌سازی کنیم و بعد بدهیم دست مدیران ایرانی که از آن استفاده کنند … یا اصلا ولش کن … ما در شعارها و مکاتب مدیریتی و تولید علم در حوزه مدیریت سرآمد منطقه و بلکه دنیا هستیم و اصلا نیازی نداریم که گفته‌های این مدیران غربی را حتی بشنویم … چه برسد به بومی سازی … یا اینکه آن‌ها را در عمل به کار ببندیم … ما خودمان قطب عالم امکان هستیم …
در کتابی می‌خواندم پیتر دراکر معتقد است که: “پیشگویان همواره درستی نظر خود را با شمردن پیش‌بینی‌هایی که به حقیقت پیوسته می‌سنجند. آنها پیش‌آمدهای مهمی را که اتفاق افتاده ولی پیش‌بینی نکرده‌اند در نظر نمی‌گیرند. احتمال دارد هرچه پیشگو پیش‌بینی کند اتفاق افتد. اما چه بسا پیشگو معنادارترین واقعیت‌های در حال تکوین را نبیند، و بدتر از این اصلا به آنها اعتنا نکند. در پیشگویی از این وضعیت نمی‌توان گریخت، زیرا مهم‌ترین و متمایزترین وقایع نتیجه‌ی دگرگونی‌هایی است که در ارزش‌ها، دریافت‌ها و هدف‌ها به وجود می‌آید، یعنی در چیزهایی که می‌توان حدس زد اما نمی‌توان پیش‌بینی کرد.”
برای مثال فکر میکنم هیچ‌ یک از مدیران سیاست خارجی و یا دفاعی کشور ظهور پدیده احمقانه‌ای به نام داعش را پشت مرزهای ایران پیش‌بینی نمی‌کردند و مدیران داخلی زمانی که پشت میزهای عریض و طویل و ناآگاه از پدیده‌های اجتماعی، برای مردم تصمیم می‌گیرند که چطور بپوشند، چطور بخورند، چطور بخوابند (و اخیرا چطور بچه‌دار شوند) و در حالی که حتی با اتوبوس و تاکسی به خانه و محل کار نمی‌روند تا حداقل دریابند مردم چه می‌گویند و مسائل‌شان چیست، هیچ وقت فکر نمی‌کردند روزی برسد که دختر ۱۵ ساله آنها به تمایلات جنسی آنقدر متمایل باشد که درس و بحث را رها کرده و سر از ناکجاآباد درآورد.
دوستانم همیشه از من شنیده‌اند، وقایع حاصل روندها هستند. عمیقا باور دارم پسر ۱۴ ساله سیگاری و دختر ۱۵ ساله‌ای که در آغوش پسری هم سن و سال خود خوابیده، واقعا فقط مال همسایه‌ها نیست و بهرحال آن پسر و دختر و مرد و زن همین ما و اطرافیان ما هستیم و اگر چنین تحرکاتی در اجتماع می‌بینیم قطعا مربوط به روندی است که طی کرده‌ایم.
دراکر معتقد بود:” مهم‌ترین کار مدیر، شناسایی دگرگونی‌هایی است که تا کنون پدید آمده است. چالش مهم جامعه، اقتصاد و سیاست، بهره‌برداری از دگرگونی‌هایی است که تا کنون پدید آمده و استفاده از آنها به مثابه فرصت. امر مهم این است که «آینده‌ای را که تا کنون خود را نشان داده» بشناسیم و برای درک و تحلیل این دگرگونی‌ها روش‌هایی را ابداع کنیم. (۱)”

________________________________________________________________
شاید فرصت آن رسیده باشد که ما و مدیران جامعه کمی راحت‌تر بگوئیم:
اشتباه کردیم. سیستم فکری ما اشتباه بوده و باعث شده تا روند‌ها و دگرگونی‌ها را نشناسیم
و هیچگاه درباره اثر آن روندها بر زندگی و کار خود تامل نکنیم.
¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯

شاید وقت آن رسیده تا کمی به آنچه دوست داریم بیندیشیم و نه آنچه باید دوست داشته باشیم …
به آنچه واقعا به آن معتقد هستیم و نه آنچه که باید بخاطر آن به مدیرمان پاسخ دهیم …
به آنچه که واقعا فکر می‌کنیم لازم است اجرا شود و نه آنچه که باید در پاسخ به مکاتبه بنویسیم …
به آنچه نشاط و خنده واقعی را روی لب ما و فرزندان ما می‌نشاند و نه آنچه که اقشاری خاص فقط در مورد آن صحبت می‌کنند … بدون آنکه به آن عمل کنند.
شاید وقت آن رسیده باشد تا کمی جهت امر به معروف و نهی از منکر تغییر کند و مردم مسئولین و نمایندگان خود را امر به معروف کنند و از منکر نهی کنند …
بخصوص معتقدم مدیران جوان و آگاه و علی الخصوص مدیران فناوری اطلاعات با صحیح نشان دادن اوضاع به مدیران، می‌توانند نقش مهمی در ادای جمله فوق توسط ایشان ایفا نمایند …

پی نوشت بی دلیل: سالهای دور … زمانی که کودکی بیش نبودم برایم سوال بود … اینها که شب‌های محرّم با آن شدت به سر و سینه خود می‌کوبند … اگر واقعا آنقدر ناراحت و گریان هستند … چطور بعد از مراسم روضه می‌گویند و می‌خندند و با هم خوش هستند در حالی‌که من تا ساعتی بعد از مراسم در خانه هق‌هق می‌زدم و از ظلمی که بر امام معصوم شیعیان (علیه السلام) رفته بود غصه می‌خوردم …

(۱)  از کتاب نوآوری و کارآفرینی، اثر پیتر دراکر، ۱۹۸۵



درباره ی علیرضا صائبی

فعلا در حوزه مدیریت فنّاوری اطلاعات و هوشمندسازی کسب و کار (Business intelligence)، متن‌کاوی (Text Mining) و گراف‌کاوی (Graph Mining) به مشاوره مشغولم. تصور می‌کنم واقعیت‌ها را با این پردازش‌ها درمی‌یابم.

همچنین ببینید

تصمیم مدیریتی

تصمیم مدیریتی چیست و چه زمانی گرفته می‌شود؟ تصمیم لازم و تصمیم نالازم چه تفاوتی ...